« | Main | »

May 26, 2008

قبلا گفته‌ام، باز هم می‌گم، حالم به هم می‌خوره از اونایی که میان تو مراسم تشییع و ختم و هفت و چهل و ... تا آدم مرده و مادرمرده و خواهرمرده و مادربزرگ‌مرده و ... ببینن. وقتی چشمت توی عزادئار تو چشمشونه همچین خودشونه ناراحت می‌گیرن که انگار مادرشون مرده، ولی همچین که رو تو کج می‌کنی همون حرفای مزخرف همیشگی شروع می‌شه که عباس چک تقی رو نداده و نقی فلان قدر وام گرفته و صغری در مورد کبری چی‌چی گفته.

لطف کنید وقتی من مرده (ان‌شاءالله بیشترتون اون روز رو می‌بینین) فقط کسایی که نتراحت شده‌ان (اصلا کسی هست؟) تو تشییع و ختم و هفت و چهل و ... من شرکت کنن، اونم نه به خاطر من ؛که تکلیف اون دنیای من تا وقتی زنده‌ام مشخص می‌شه و بعدش دیگه از دست کسی کاری بر نمیاد؛ بلکه به خاطر آرومتر شدن خودشون. اونایی که می‌خوان برا کسایی که ناراحتن دلسوزی کنن لطف کنن این کارو از همون خونشون انجام بدن. بی‌زحمت خواب هم نبینین که من با فلان حوری (هوری؟) دارم می‌رم لب فلان جوب فلان کنم که موشی این دنیا و اون دنیا حالیش نیست، پدر من رو در میاره!

Posted by yaseriran at May 26, 2008 12:45 AM

Comments